ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
128
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
باد به رفتن خود ادامه مىدهد ؛ يا به صورت مارپيچ بسرعت اسب مىتازد و در حين تاخت چوبدست خود را به جلو مىافكند و به محض اينكه در اثر عكس العمل ، چوبدست از زمين بلند شد باز آن را در هوا مىربايد ؛ يا در حين تاخت اسب به زير شكم آن مىرود ؛ يا به شتاب تمام به طرف پرتگاهى يا چاه و چالهاى مىتازد و به محض اينكه به كنار آن رسيد ناگهان اسب را متوقف مىكند به صورتى كه اسب ناگزير سر دوپا مىايستد . چون اين شيرينكاريها اغلب از طرف مهترهاى ناوارد با اسبهائى كه به آنها سپردهاند هم عملى مىشود در نتيجه اسبها همه دچار ناراحتيهاى مفصلى شدهاند . بجز اين تمرينها كه بر اسب انجام مىگيرد مهمترين حركات بدنى شكار است و ژيمناستيك كه به آن ورزش مىگويند . ب . شكار شكار در سراسر مملكت براى همه كس مجاز است به استثناى شكارگاههاى سلطنتى كه در مجاورت پايتخت است و تحت حفاظت شكاربانان قرار دارد و اين شكاربانان فقط در قبال گرفتن رشوه شكارچيها را بدان مناطق راه مىدهند . منتها در اين دشتهاى پهناور كه از اطراف با كوههاى مرتفع محاصره شده ، با اين جمعيت اندك مملكت و اين اسلحهء ناچيز به رغم وجود آزادى كامل صيد ، باز شكار نسبتا زياد است ، بخصوص كه قدرى از پايتخت دور شده باشيم . علاوه بر آنچه گفته شد بايد دانست كه سلاحهاى خوب آتشى به علت گرانى زياد كمتر در دست مردم ديده مىشود و ديگر اينكه گوشت شكار چون مانند هر نوع گوشتى فقط به صورت تازه مصرف مىشود خيلى مورد توجه نيست و روىهمرفته گوشت دام به گوشت شكار ترجيح داده مىشود - مثلا گوشت گوزنهائى كه از طرف شاه در شكارگاه سلطنتى شكار مىشود و هركس بخواهد مىتواند از آن سهمى برگيرد كلا بدون خواهان مىماند و چون پوست حيوانات قابل صيد را نيز به استثناى گورخر و آرقالى نمىتوانند دباغى كنند ، همهء شكار حرام مىشود و بىفايده مىماند . در اين دشتهاى پهناور تعقيب شكار فقط به كمك اسبهاى عالى و سگهاى تازى ميسر مىگردد زيرا اغلب شكارهاى سنگين براى خود ديدهبان دارند كه نزديك شدن انسان را به آنها خبر مىدهد . سرانجام اين را هم بايد گفت كه شكار كار پرخرجى است بطورى كه فقط مردم ثروتمند مىتوانند از اين لذت برخوردار شوند . در نتيجه بعضى از نواحى از وفور صيد در زحمتند ، زيرا اين حيوانات به كشت و باغها صدمه مىرسانند . مثلا در تنگهء سيد اسمعيل سر راه شيراز صاحبان تاكستانها از بسيارى خرسها و روباهها در عذابند و ناگزيرند چند نگهبان براى گريزاندن شكار از مزارع بگمارند . ايرانى بندرت تفنگ عالى محلى را كه لولهاى دمشقى دارد و به تفنگ جاهرى موسوم است به عنوان سلاح شكارى به كار مىبرد زيرا اين تفنگ هم خيلى گران است و هم خيلى سنگين ، ديگر اينكه با سنگ چخماق كار مىكند . بيشتر ، تفنگهاى اروپائى كه به « تفنگ انگليسى » شهرت دارد مورد